به گزارش اتونیوز، در روزهای ابتدایی جنگ، نگاهها بیشتر متوجه بازار سوخت، بنزین و نفت خام بود. افزایش قیمت جهانی نفت و نگرانی از اختلال در صادرات انرژی، نخستین پیامدهایی بود که مورد توجه قرار گرفت. اما با گذشت زمان مشخص شد تبعات جنگ تنها به قیمت بنزین محدود نمیشود و بخشهای مختلف صنعت نفت و پتروشیمی را نیز درگیر کرده است.
روغن موتور یکی از محصولاتی است که از دل همین زنجیره تولید میشود. هرگونه اختلال در تولید فرآوردههای پالایشی، جابهجایی مواد اولیه، حملونقل دریایی و تأمین افزودنیهای شیمیایی میتواند مستقیماً بر قیمت آن اثر بگذارد.
در جریان بحران اخیر، قیمت جهانی نفت در مقاطعی از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد و اختلال در تردد نفتکشها و تجارت انرژی از مسیرهای مهم دریایی موجب افزایش هزینه تولید بسیاری از فرآوردههای نفتی شد.
صنعتی که فقط به روغن پایه وابسته نیست
بسیاری تصور میکنند روغن موتور صرفاً از روغن پایه تولید میشود و بنابراین کشوری که پالایشگاه دارد نباید با مشکل افزایش قیمت مواجه شود.
اما در واقعیت، روغن موتور مدرن محصولی پیچیده است که بخش مهمی از کیفیت آن به افزودنیهای شیمیایی وابسته است. مواد ضدسایش، پاککنندهها، بهبوددهندههای گرانروی، مواد ضد اکسیداسیون و دهها ترکیب دیگر در فرمولاسیون روغن موتور استفاده میشوند و بخش قابل توجهی از این مواد از طریق واردات تأمین میشود. در این راستا برخی بر این باورند که حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد ترکیب روغنهای موتور را همین افزودنیها تشکیل میدهند.
در شرایط جنگی، واردات این مواد با مشکلات متعددی روبهرو شد. افزایش هزینه حملونقل، محدودیتهای بانکی، طولانی شدن زمان ترخیص کالا و افزایش هزینه بیمه محمولهها باعث شد هزینه تأمین مواد اولیه رشد محسوسی پیدا کند.
اختلال در صنایع پتروشیمی؛ ضربهای که کمتر دیده شد
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، آسیب دیدن زنجیره تولید محصولات پتروشیمی و شیمیایی در منطقه بود.
بخش قابل توجهی از مواد مورد استفاده در صنعت روانکارها، بستهبندی و صنایع جانبی از محصولات پتروشیمی تولید میشود. کارشناسان بینالمللی معتقدند اختلال در تجارت محصولات پتروشیمی از منطقه خلیج فارس موجب افزایش شدید قیمت پلیمرها، رزینها و مواد شیمیایی شده است.
این افزایش قیمت تنها به مواد اولیه روغن محدود نمیشود. حتا ظروف پلاستیکی بستهبندی روغن موتور، درپوشها، لیبلها و کارتنهای مورد استفاده نیز از همین صنایع تأثیر میپذیرند. به عبارت دیگر، جنگ نه تنها ماده اصلی تولید روغن را گرانتر کرده بلکه تقریباً تمام اجزای زنجیره تولید آن را تحت فشار قرار داده است.
افزایش هزینه واردات و بحران حملونقل
یکی دیگر از عواملی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، افزایش شدید هزینههای حملونقل پس از جنگ است. بسیاری از خطوط کشتیرانی در دوره بحران با محدودیت فعالیت مواجه شدند. برخی مسیرها تغییر کرد، هزینه بیمه کشتیها افزایش یافت و زمان تحویل کالا طولانیتر شد. تحلیلهای بازار جهانی روغن پایه نشان میدهد که اختلال در مسیرهای دریایی و افزایش هزینه حمل باعث رشد قیمت روغنهای پایه و کاهش حجم تجارت این محصولات شده است.
برای صنعتی که بخشی از مواد اولیه خود را از خارج کشور تأمین میکند، چنین شرایطی به معنای افزایش مستقیم هزینه تولید است.
این در حالی است که بازار تنها به واقعیتهای موجود واکنش نشان نمیدهد؛ بلکه از آینده نیز تأثیر میپذیرد. در ماههای اخیر بسیاری از تولیدکنندگان و توزیعکنندگان نگران تداوم مشکلات تأمین مواد اولیه بودهاند. همین نگرانی باعث شده برخی شرکتها به دنبال افزایش ذخایر خود باشند و بخشی از بازار نیز رفتار احتیاطی در پیش بگیرد.
گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که در برخی کشورها فعالان صنعت روانکارها حتا نسبت به کمبود برخی انواع روغن موتور هشدار دادهاند و از کاهش دسترسی به روغنهای پایه و افزودنیهای خاص سخن گفتهاند.
هرچند وضعیت ایران با سایر کشورها متفاوت است، اما نگرانی از محدود شدن واردات و دشوارتر شدن تأمین مواد اولیه میتواند به افزایش قیمتها در بازار داخلی نیز دامن بزند.
آسیب به صنایع و دشواری بازگشت به شرایط عادی
نکته مهم این است که پایان جنگ الزاماً به معنای بازگشت فوری بازار به شرایط عادی نیست. تجربه بحرانهای انرژی در جهان نشان داده بازسازی زنجیرههای تأمین زمانبر است.
حتی پس از برقراری آتشبس، بسیاری از قراردادهای حملونقل، مسیرهای تجاری و شبکههای تأمین مواد اولیه نیازمند ماهها زمان برای بازگشت به وضعیت طبیعی هستند. برخی تحلیلگران بازار انرژی معتقدند آثار جنگ بر بازار فرآوردههای نفتی و روانکارها ممکن است تا یک سال یا بیشتر ادامه پیدا کند.

این مسئله برای ایران اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا صنعت کشور پیش از جنگ نیز با مشکلاتی مانند محدودیتهای ارزی، تحریمها، دشواری واردات تجهیزات و کمبود برخی مواد اولیه روبهرو بود. جنگ در واقع به مجموعهای از مشکلات موجود، فشار جدیدی اضافه کرد.
دلار، تورم و هزینههای داخلی
در کنار تمام عوامل خارجی، نباید از نقش اقتصاد داخلی نیز غافل شد. افزایش نرخ ارز، رشد هزینههای تولید، افزایش دستمزدها، هزینه انرژی، حملونقل داخلی و تورم عمومی اقتصاد نیز در افزایش قیمت روغن موتور نقش دارند. حتا اگر هیچ جنگی رخ نمیداد، بخشی از افزایش قیمتها ناشی از همین متغیرهای اقتصادی بود.
اما جنگ موجب شد این عوامل با فشارهای ناشی از اختلال در واردات و زنجیره تأمین ترکیب شوند و روند افزایش قیمت شتاب بیشتری پیدا کند.
بر این اساس میتوان اظهار کرد که گرانی روغن موتور پس از جنگ صرفاً نتیجه افزایش قیمت نفت یا تصمیم چند تولیدکننده نیست. این افزایش قیمت حاصل مجموعهای از عوامل بههمپیوسته است؛ از اختلال در تجارت جهانی انرژی و افزایش هزینه حملونقل گرفته تا دشوارتر شدن واردات افزودنیهای شیمیایی، رشد قیمت محصولات پتروشیمی، نگرانی از کمبود مواد اولیه و فشارهای ناشی از تورم داخلی.
گزارشهای بینالمللی نیز نشان میدهد که بحران اخیر، بازار جهانی روغن پایه و روانکارها را با کمبود عرضه، افزایش هزینهها و اختلال در زنجیره تأمین مواجه کرده است.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند حتا با فروکش کردن تنشهای نظامی، آثار اقتصادی جنگ بر بازار روغن موتور به این زودیها از بین نخواهد رفت و احتمالاً رانندگان همچنان باید خود را برای هزینههای بالاتر نگهداری خودرو آماده کنند.



